تبليغاتX
آهوی وحشی

آهوی وحشی

 

پرنده بر شانه هاي انسان نشست. انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت: "اما من درخت نيستم، تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي."

پرنده گفت:
"من فرق درخت و آدمها را خوب مي دانم.اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم.
"

انسان خنديد و به نظرش اين خنده دارترين اشتباه ممكن بود.

پرنده گفت:
"راستي چرا پر زدن را كنار گذاشتي؟
"

انسان منظور پرنده را نفهميد، اما باز هم خنديد.

پرنده گفت:
"نمي داني، بر فراز اسمان چقدر جاي تو خاليست.
"

انسان ديگر نخنديد. انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد. چيزي كه نمي دانست چيست. شايد يك آبي دور. يك اوج دوست داشتني.

پرنده گفت: "
غير از تو، پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشانم رفته است. درست است كه پرواز براي يك پرنده ضروري است، اما اگر تمرين نكند، فراموش مي شود.
"

پرنده اين را گفت و پر زد.

 انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك ابي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش، آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد.

آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت: "يادت مي آيد، تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود. اما تو اسمان را نديدي. راستي، عزيزم، بالهايت را كجا جا گذاشتي؟
"

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد.

 

آن وقت رو به خدا كرد و گريست.
 

+نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت9:0 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |




در شهری دور افتاده، خانواده فقیری زندگی میکردند. پدر خانواده ازاینکه دختر 5 ساله‏اشان مقداری پول برای خرید کاغذ کادوی طلایی رنگ مصرف کرده بود،ناراحت بود چون همان قدر پول هم به سختی به دست می‏آمد. دخترک با کاغذ کادو یک جعبه را بسته بندی کرده و آن را زیر درخت کریسمس گذاشته بود.
صبح روز بعد، دخترک جعبه را نزد پدرش برد و گفت: بابا، این هدیه من است. پدر جعبه را از دختر خردسالش گرفت وآن را باز کرد. داخل جعبه خالی بود!
پدر با عصبانیت فریاد زد: مگر نمیدانی وقتی به کسی هدیه میدهی بایدداخل جعبه چیزی هم بگذاری؟
اشک از چشمان دخترک سرازیر شد و با اندوه گفت: باباجان، من پول نداشتم ولی در عوض هزار بوسه برایت داخل جعبه گذاشتم. چهره پدر ازشرمندگی سرخ شد، دختر خردسالش را بغل کرد و او را غرق بوسه کرد
.
 
 ********************
 
 راستی چقدر از این نوع هدیه ها به ما داده شده و ما بی تفاوت کنارشون انداختیم؟؟؟
بدون هیچ احساس فقط با توجه به ارزش مادی اون تمام احساسات، ذوق و شور و اشتیاق پشت این هدیه  رو نادیده گرفتیم؟؟!!!!!!!!!

+نوشته شده در جمعه 1 آبان1388ساعت5:17 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



نام تو مرا همیشه مست می کند 
                

 بهتر از شراب 
                       

 بهتر از تمام شعرهای ناب 
                     

          نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است 
                        

                        من ترا به خلوت خدایی خیال خود 
                                                           

                                              بهترین بهترین من خطاب میکنم

                                                       بهترین بهترین من!


 

 فریدون مشیری

+نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت8:23 قبل از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



۸ مهر روز بزرگداشت مولانا ست این روز رو گرامی میداریم

شعر زیر رو خیلی دوست دارم و از قبل انتخاب کرده بودم برای این روز اما متاسفانه به دلیل برخی مشغله ها نتونستم به موقع این پست رو به روز کنم به هر حال این شعر زیبا رو تقدیم میکنم به دوستان همیشه همراه

****************

 

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

 

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو

ور ازین بیخبری رنج مبر هیچ مگو

 

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت

آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو

 

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو

 

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت

سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو 

 

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد

در ره دل چه لطیفست سفر هیچ مگو    

 

گفتم ای دل چه مه است این  دل اشارت می کرد

که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگو 

 

گفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است

 گفت این غیر فرشته است و بشر هیچ مگو

 

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد

گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

 

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و خیال

خیز ازین خانه برو رخت ببر هیچ مگو
  

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست

گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو

+نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت2:42 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



 

 سالها ست که کشاورزی پیش چشم کشاورزان ما در حال انقراضه!

با تمام بی برنامگی ها با تمام بیفکری ها و بی مسولیت ها چای ما از بین رفت. کارخانه ها بسته شد چایکاران سالهاست که بیکارند و چایکاری از رونق افتاد.

حالا نوبت برنج شده. برنجی که خودم شاهد زحمات شالیکاران بودم و هستم و چقدر راحت جواب زحمت های این مردم پرتلاش رو داریم میدیم با تمام تبلیغات به ظاهر سودمند؟؟؟؟؟نمیدونم اما میاد چند سال دیگه که برنج هم مثل چای و به دنبال آن کشاورزی کشور رو به نابودی خواهد رفت.

امیدوارم یشه قبل از اتفاق افتادن این امر راهکاری بیاندیشیممممممممممممم

 

 

 

  ادامه مطلب مقاله ای است  در این مورد

اسامی ۱۳ نوع برنج وارداتی غیراستاندارد

+نوشته شده در جمعه 20 شهریور1388ساعت4:34 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



 

 

 

فقط امروز، امروز، امروز

 

روسكين

 

+نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت9:57 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



روابط عمومي قوه قضاييه اعلام كرد: توديع و معارفه روساي قديم و

جديد قوه‌قضاييه روز شنبه ۲۴ مرداد‌ماه برگزار نمي‌شود.

به گزارش خبرگزاري مهر، بر اساس اعلام روابط عمومي قوه قضائيه

مراسم توديع و معارفه رئيس جديد قوه قضاييه كه قرار بود روز شنبه ۲۴

مرداد‌ماه برگزار شود به زمان ديگري موكول شد.

هنوز علت لغو اين برنامه اعلام نشده است.

قرار بود در اين برنامه از خدمات دهساله آيت الله شاهرودي تقدير و

حجت الاسلام صادق لاريجاني به عنوان رئيس جديد اين قوه معرفي شود.

'' خبرگزاري مهر ''

علتشو  فقط خدا میدونه

اما این همه برنامه ریزی

این هماهنگی ها وبعد این عدم اجرای برنامه ها و تعهدات اونم مقوله ای به این مهمی جای بحث داره.

چقدر که ما ایرانی هاااا با نظم و برنامه  ریزی دقیق عمل میکنیم

+نوشته شده در جمعه 23 مرداد1388ساعت6:45 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



 

نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند

و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم

شاید این است دلیل تنهاییمان.

 

" دکتر علی شریعتی

                                               

                         

 

اما به نظر من بیشترین دلیل تنهایی آدم هااااااااااااااااا خود خواهی شونم هست

به نظر شما دلیل تنهایی انسانهااااااا امروزه در چیست؟؟؟؟

 کنار نظر دکتر میخوام لیست کنم این دلایل رو که نظر دوستان همیشه همراهم هست!!!!!!!

۱- عدم دوست داشتن به جا

۲- خودخواهی

۳- از خود بیگانگی

۴- عدم آگاهی و  شناخت

۵- عدم توانایی در ایجاد رابطه

۶- عدم مسیئولیت پذیری

+نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت9:3 قبل از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



 

امام علی(ع)فرمود:«من عاشق زندگی ام و بیزار از دنیا!»

از ایشان پرسیدند:«مگر بین زندگی و دنیا چه فرقی است؟»

فرمود:«دنیا حرکت بر بستر خور و خواب و خشم و شهوت است... و

زندگی، نگریستن در چشم کودک یتیمی است که از پس پرده ی شوق به

انسان می نگرد»

و من چه بیزارم از دنیا... و دلخوشم به همین زیبایی های زندگی

+نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد1388ساعت11:57 قبل از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



چندیست در عزابانو هنرمند گیلانی به سوگ نشسته ایم

نمیدونم چرا ما ایرانی ها بعد از دست دادن عزیزی تازه به فکر شناخت و توجه می افتیم

مطلب زیر برگرفته از سایت ایرانیان انگلیس هستش که مصاحبه ایست از ایشون در اواخر عمر

خواستم مطلبی متفاوت از دیگران در وبلاگ قرار بدم به همین خاطر این مصاحبه رو انتخاب کردم امیدوارم

مورد توجه دوستان گران قدر قرار بگیره

برای این هنرمند نام آشنا شادی روح آرزومندم و خواستار صبر برای عزیزان همراهشون از خداوند میباشم

  

مصاحبه در ادامه مطلب


::ادامه مطلب::

+نوشته شده در جمعه 26 تیر1388ساعت11:29 قبل از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



 

استقلال کانون وکلا در خطر نیست/منافع بعضی افراد در خطر است

 

1_ آنچه موجب شگفتی آقای کشاورز قرار گرفته است اصلاح آیین نامه ای است که این آیین نامه در سال 1334 به تصویب رسیده است یعنی 54 سال پیش و گویا اصلاح شدن آن پس از گذشت این همه سال امری بعید و غریب است در حالیکه قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری که در سال 1376 به تصویب رسید بدون هر گونه آیین نامه ای باقی  و موجب  اصلاح آن آیین نامه نشد و این هم دلیل دیگری بر بی توجهی به اجرای قانون است . زیرا فرض آن است که مسئول اجرای قانون مذکور کانون های وکلا بوده اند .

2_ اصلاح این آیین نامه ارتباطی با شرایط و وقایع اخیر نداشته بلکه مربوط به درخواست 3 سال پیش از جانب رئیس قوه قضائیه از کانون های وکلا می باشد در طی این چند سال چند نوبت موضوع از کانون های وکلا پیگیری شد که سوابق آن در حوزه ریاست قوه قضائیه موجود است  و برخی از کانونها پاسخ هایی داده اند و اصلاح برخی از مواد و تکمیل آن را پذیرفته اند و طبیعی است که مرجع تصویب حق پذیرش و اصلاح دارد .

3_ با گذشت زمان و بموجب قوانین بعدی موارد متعددی از آیین نامه منسوخ گردید ، همچنین به موجب آراء دیوان عدالت اداری و شکایت اشخاص حقیقی مواد متعدد و مهمی از جمله بند 5 و6 ماده 76 آیین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلا مجازاتهای انتظامی محرومیت موقت و دایم مرور زمان انتظامی (ماده 86 آیین نامه) و اشتغال کارآموزان وکالت (ماده 43 آیین نامه) ابطال گردیده بود همچنین موضوعاتی مانند ترفیع وکلا (موارد 47 تا 52) و تنزل درجه (بند 4 ماده 76) دارای ابهاماتی بود و همچنین ساختار و ساز و کار لازم برای اجرا و احراز شرایط لازم برای وکالت در قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری مصوب 1376 در آیین نامه لایحه قانونی وجود نداشت .

4_ شائبه بی ارزش و تکراری خطر در استقلال کانون وکلا به سبب نظارت کمیته ماده 11 آیین نامه جدید که اکثریت آن را حقوقدانان و وکلاء تشکیل می دهد کاملا غلط است چنانچه همین وضع در مورد قضات و کارشناسان رسمی وجود دارد ولی هم قضات مستقل هستند و هم کارشناسان ، ضمن آنکه آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است .

5_ مهمترین تغییرات این آیین نامه به شرح ذیل است :

5_1) تعیین ساختار و کمیته احراز شرایط ماده 2 قانون کیفیت اخذ پروانه وکالت دادگستری در زمینه احراز شرایط وکالت دادگستری در کمیته ای  مرکب از وکلا و حقوقدانان منصوب از طرف رئیس قوه قضائیه .

5-2) احیای نظام درجه بندی وکلا و شرایط ترفیع ایشان : بدیهی است شروع به وکالت مستلزم آشنایی نسبی و ورود تدریجی به حیطه وکالت است بنابراین در این راستا کارآموزان غیر شاغل تحت نظارت وکیل سرپرست در حدود وکالت وکیل درجه 2 و پس از انقضای 2 سال و با شرایط پیش بینی شده به وکیل درجه 1 ارتقا می یابد . کارآموزان شاغل از انجام وکالت ممنوع گردیده اند و مدت کارآموزی به 1 سال تقلیل یافته است .

5-3) مجازاتهای انتظامی ابطال شده با تغییر ادبیات حقوقی و تاثیر آن از (محرومیت موقت و دائم از وکالت) به (عدم تمدید پروانه وکالت بطور موقت و دائم ) تغییر شکل داده شده تا از مغایرت با قوانین و ایراد دیوان عدالت اداری مصون بماند .

4-5) نظارت بر آزمون وکالت شفاف گردیده است . نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی  و قوه قضائیه شاهد اعتراضات متقاضیان وکالت به آزمون کانون وکلاء بوده اند  ولی هیچ یک ابزاری را برای نظارت یا پیشگیری از چنین اعتراضات یا نظارت بر آزمون نداشتند و در این آیین نامه چنین امری ملاحظه شده است .

5-5) سلب صلاحیت وکلا ناظر بر از بین رفتن شرایط وکالت است ، معلوم است که هیچ قاضی عادل و وکیل شریفی  نفی صلاحیت از کسی را که دارای التزام عملی به اسلام ، قانون اساسی  و شرافت حرفه ای و حمایت از منافع ملی است را امضا و تصویب نخواهد کرد .

6-5) دخالت دستگاه قضایی در رسیدگی انتظامی در مرحله تجدید نظر از آراء دادگاه انتظامی وکلا پیش بینی شده است که با توجه به اصل عدم رجحان وکیل بر وکیل این امر بداهت عقلی دارد و در قوانین سابق هم ساز و کارهایی داشته است که در آیین نامه جدید ارتقاء یافته است .

7-5) نقل و انتقال وکلا در کانونهای وکلا تابع ضوابط دقیق و روشنی نبود و گزارشاتی مبنی بر اخذ وجوه کلان برای این امر یا جابه جایی غیر منطقی و بدون تناسب با نیازهای استانی دریافت می شد که در این آیین نامه ضوابط آن به روشنی احصاء شده است .

8-5) وکالت فاقد منشور حرفه ای مربوط به رعایت اخلاق حرفه ای وکالت و نحوه پوشش و رفتار بود که در این آیین نامه به آن تصریح شده است . بدیهی است که برخی از رفتارهای غیر متناسب با شئونات اجتماع و جامعه اسلامی پیش از این نیز پذیرفته نبوده و اکنون به صراحت به آن اشاره شده است .

در پایان یادآوری می شود برای  نقد منصفانه ، منطق لازم است و نظام  قضایی ایران ثابت کرده است که تابع قانون و مدافع حق دفاع مردم و استقلال وکیل است و استقلال کانون وکلا به معنای خود گردانی کانونها را می پذیرد البته مشارکت همه وکلا نه عده معدودی از وکلای قدیمی را در سرنوشت ایشان می پذیرد و لذا انتخابات هیأت مدیره ووظایف آن تنفیذ گردیده است و دخالت در شفاف سازی مقررات وکالت وتوسعه آن ناشی از عملکرد ضعیف کانونهای وکلا در گذشته و حال است .
  

+نوشته شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت7:46 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



چون حاصل آدمی درین شورستان

                                           جز خوردن غصه نیست تا کندن جان

خرم دل آن کزین جهان زود برفت

                                          آسوده کسی که خود نیامد به جهان

                       

                   ***********************

 این ابیات  به طور واضح نشان دهنده بینش اعتقادی و جهان بینی حکیم و شاعر بزرگ خیام نیشابوریست

با تمام ارادتی که به ایشون دارم اما با  این دیدگاه  کاملا مخالفم  به همین خاطر کنجکاو شدم که نظر دوستان و همراهان همیشگی خودم رو جویا شم  در مورد این ابیات و در کل فلسفه زندگی

متاسفانه مدتی است که شور و اشتیاق لازم  برای زندگی و هدف در بین جوانان ما کم رنگ شده  و دیدی منفی نسبت به آینده در آن ها غالب گشته  هر چند خودم هم از این قاعده مستثنی نیستم گاهی و این حس آزار دهنده در من نیز بوجود میاد در عین اینکه معتقدم ارزشمندی انسان و عمرش در هدفمندیش هست.

حضور انسان  در هستی لطفی است غیر قابل جبران  از سوی خالق پس باید با شور و نشاط برای زندگی پاک تلاش کرد نه اینکه حسرت نیامدن به دنیا بر دل داشت 

 

پ ن ::: جمله زیر رو امروز تو کتاب مکتوب اثر پائولو کوئیلو خوندم بی ربط به بحث این

پست ندیدم ُجواب چوپانیست به همراهی که اعتقاد به خدا رو عدم آزادی میدونست

چرا که خداوند هر قدم در زندگی را دیکته و هدایت میکنه!!!!!!!!

 

"خداوند معمولا با انعکاس اعمالمان به سوی خودمان  با ما رفتار میکند"

+نوشته شده در سه شنبه 16 تیر1388ساعت7:12 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



توی این هیاهوی انتخاباتی و سیاسی امشب و فردامون گم شد انگاری

میلاد پروانه مهربونی مبارک و نوشته زیر تقدیم به همه ی مامان های مهربون

 

~~~~~~~~~~~~~~~~

بیشترین عشق جهان را به سوی تو می آورم

ای معبر فریادها و حماسه ها

چرا که هیچ چیز در کنار من از تو عظیم تر نبوده است

                                                                          که قلبت...

چون پروانه ای  ظریف و عاشق است.

ای معشوقی که سرشار از زنانه گی هستی

و به جنسیت خود غرهّ ای

                                           به خاطر عشقت!


ای صبور!ای پرستار!

                              ای مومن!

               پیروزی تو میوه ء حقیقت توست.

رگبار ها و برف را

توفان و آفتاب آتش بیز را
                              به تحمل و صبر
                                                شکستی

باش تا میوه ء غرورت برسد

ای زنی که صبحانه خورشید در پیراهن توست

پیروزی عشق نصیب تو باد

+نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت5:41 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



جان جهان دوش کجا بوده اي
                

      ني غلطم در دل ما بوده اي
                         

         آه که من دوش چه سان بوده ام
                                       

                  آه که تو دوش که را بوده اي
                                               

                         رشک برم کاش قبا بودمي
                                                     

                             چون که در آغوش قبا بوده اي
                                                                    

                                      زهره ندارم که بگويم ترا 
                                                                        

                                         بي من بيچاره کجا بوده اي
                                                                             

                                               رنگ رخ خوب تو ،  آخر ، گواست

                              

                              در حرم لطف خدا بوده ای                                                   

                                                         آينه اي رنگ تو عکس کسيست
                                                                   

                                                                تو ز همه رنگ جدا بوده اي

+نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت3:25 بعد از ظهرتوسط نرجس و ندا | |



  اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد  و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد  و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار،برخی نادوست، و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان  بی تردید مورد اعتمادت باشد  چون زندگی بدین گونه است.

 برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی  نه خیلی غیرضروری، تا در لحظات سخت  وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد 


  همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی  نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند  چون این کارِ ساده ای است،  بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند  و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.  و امیدوام اگر جوان كه هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی  و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی  و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی  چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد  و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند

امیدوارم سگی را نوازش کنی  به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی  وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد  چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی  هرچند خُرد بوده باشد  و با روئیدنش همراه شوی  تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد
 همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی  نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند  چون این کارِ ساده ای است  بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند  و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی و امیدوام اگر جوان كه هستی  خیلی به تعجیل، رسیده نشوی  و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی  و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی  چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد  و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند
 
  و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی  و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی  که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
  باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید  اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد  دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم

 

 ويکتور هوگو :

+نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت10:54 قبل از ظهرتوسط نرجس و ندا | |